پدربزرگ من از سباستیا

پدربزرگ من از سباستیا

مهمان من و ما، پدربزرگ من است که راه درازی را پیموده است.


ایده این پروژه زمانی شکل گرفت که در طول یک درس تاریخ معمولی، آقای تیگرانیان در مورد کتابی مدرن درباره مسروپ ماشتوتس و اختراع خط صحبت کرد. من به نویسنده علاقه‌مند شدم، زیرا چند روز پیش کتابی از پدربزرگم دریافت کرده بودم که خودش نوشته بود، مسروپ ماشتوتس: اختراع خط ارمنی. معلوم شد که نویسنده همان ادوارد خاچیکیان است. من بسیار خوشحال شدم و از پیشنهاد معلمم هیجان‌زده شدم و اعلام کردم که پدربزرگم به مجتمع آموزشی ما خواهد آمد. همان روز، در طول زنگ تفریح، با مادر و پدربزرگم تماس گرفتم و به سرعت قرار ملاقات گذاشتم. از پدربزرگم درخواست داشتم که با لباس فرم مزین به مدال بیاید. من به مسیری که او طی کرده افتخار می‌کنم. ما ۴۵ دقیقه دلپذیر، جالب و پرمعنا را گذراندیم. من سوالات زیادی نپرسیدم، بالاخره او پدربزرگ من است و من می‌توانم در خانه سوالات زیادی بپرسم. حالا نوبت دوستان من است. من آرمین آبراهامیان را با لطف دعوت کرده بودم که او هم دعوتم را رد نکرد و با گروهش به جلسه آمد. آنی ینگویان هم حضور داشت که از او هم سپاسگزارم.

https://mskh.am/posts/post/_id/69d88ff438a700d358a8114b

IR