بارکندان در غرب

بارکندان در غرب

امروز برای کلاس اولی‌ها واقعاً یک تعطیلات بود. آنها بارکندان را جشن می‌گرفتند. مجلس اعیان پر از شادی واقعی بود.


آنها عروس، داماد و کشیش داشتند و عروسی شادی داشتند. آنها آواز می‌خواندند و دست می‌زدند و با شور و شوق عروسی را جشن می‌گرفتند.


مادربزرگ اوتیس و آکلاتیز نیز مهمان بودند. مادربزرگ اوتیس از غذاهای خوشمزه و لذیذ می‌گفت و آکلاتیز سعی می‌کرد دخالت کند. خب، چون فصل پاسی بود، آکلاتیز برنده شد.


بارکندان بدون بازی چه معنایی داشت؟ آنها بازی‌های ملی انجام دادند و با هم خوش گذراندند.


این روز برای کلاس اولی‌ها به خاطره‌ای به یاد ماندنی و گرم تبدیل شد، پر از سنت‌ها و اتحاد ملی.

https://mskh.am/posts/post/_id/69b05abe990daeb58d0809e5

IR