روز در شهر اچمیادزین

روز در شهر اچمیادزین

روز سوم اردو بود و قرار بود اردونشینان به پایتخت معنوی، اچمیادزین، سفر کنند. برنامه این روز، پیاده‌روی بود که نه تنها یک حرکت فیزیکی، بلکه سفری درونی به سوی ایمان، تاریخ و خودشناسی نیز بود.

اولین ایستگاه، کلیسای سنت هریپسیمه بود، جایی که پیاده‌روی ما از آنجا آغاز شد. معبد، که در سکوت و شکوه عظیمی ایستاده بود، به نظر می‌رسید با تاریخ سنگی خود از اردونشینان استقبال می‌کند. در اینجا، داستان‌هایی درباره زندگی و شهادت سنت هریپسیمه روایت شد.ایستگاه بعدی، کلیسای سنت شوغاکات بود. محیط روشن و آرام، حال و هوای کاملاً متفاوتی به پیاده‌روی بخشید. در اینجا، راز نور الهی مورد بحث قرار گرفت و اردونشینان احساس کردند که سکوت چگونه گویاتر از کلمات است. در نزدیکی کلیسا، یکی از دامن‌های لواش قدیمی شهر اچمیادزین قرار دارد که با نوع دوم آرد پخته می‌شود. ما آن را داغ مزه کردیم و به سمت کلیسای سنت ماریام آستواتساتسین حرکت کردیم. یکی از کلیساهای جوان شهر اچمیادزین (قرن ۱۸).

هم‌ترین لحظه روز، بازدید از کلیسای جامع مادر بود. این مرکز معنوی ارمنی با تمام شکوه و رمز و رازش از اردونشینان استقبال کرد. در اینجا، تاریخ در هر سنگ آن جریان داشت. بچه‌ها در اطراف محوطه کلیسای جامع قدم زدند، درباره پایه و اساس و مسیر چند صد ساله آن شنیدند و احساس کردند که عضویت در این میراث به چه معناست.

آخرین ایستگاه پیاده‌روی، کلیسای سنت گایانه بود. در پایان روز، حال و هوای آرام و پایانی بر اینجا حاکم بود. داستان سنت گایانه به یک پایان نمادین برای آن روز تبدیل شد و ارزش‌های ایمان، شجاعت و فداکاری را به ما یادآوری کرد. اردونشینان در حیاط نشستند، استراحت کردند، برداشت‌های خود را به اشتراک گذاشتند و احساس کردند که این روز چقدر غنی است.بنابراین، روز سوم اردو نه تنها به خاطر مسیر طی شده، بلکه به خاطر احساسات تجربه شده نیز به یاد ماندنی شد. در راه بازگشت، وارد کلیسای جامع زوارتنوتس شدیم.

https://mskh.am/posts/post/_id/696225ae4d4677d6adbde964

IR