• Հայերեն
  • English
  • Français
  • Georgian
  • Русский
  • Español
  • Deutsch
  • فارسی
  • Türkçe
  • Italiano

ملاقت دوستان

عصر پنجشنبه. نامه ای دریافت کردم که فردا مهمان خواهیم داشت. دوستان ما از اقیپاتروش می آمدند. من صبح جمعه پر از انرژی بودم چون دوستان ما خبر دادند که در جمعه رسانه ما شرکت می کنند.  پس از سلام و احوال پرسی، آتشفشان خود (مدرسه مادر) را به آنها نشان دادیم.
 
بعد از بررسی در مدرسه، ما به درس رقص می آییم. در آخرین بازدید ما به اقیپاتروش رفته بودیم. ما با دو عضو گروه آکنر یک رقص بلوال داشتیم. این بار ما با خانم هایارپی آنانیان آشنا شدیم و رقص سباستیو را به یاد آوردیم. سپس جاده ما را به یک جلسه کالج در کارخانه شراب سازی برد. با رئیس مرکز آرتاک رشتونی. شراب را چشیدیم ، بطری کردیم ، آنرا بستیم. و با روحیه بالا به مدرسه هنرهای زیبای ویگن آوتیس رفتیم. جلسه طولانی گفتگو، پرسش و پاسخ داشتیم. محیط عالی.  بلافاصله پس از آن ما تحت تأثیر سخنان ویگن آوتیس و شراب  به مدرسه بازگشتیم.
 
ما در جمعه رسانه با دانشآموزان تجربه خاصی داشتیم. در این مدت دوستان ما به مزرعه رفتند. سپس آنها به مدرسه بازگشتند و ناهار خوردند. مدتی تمرین کردند و به ورزشگاه رفتند. تنیس کوچک بازی کردند و جمعه رسانه آغاز شد.  و من قطعاً می خواهم سخنان نورایر را ذکر کنم: "همه چیز عالی و جالب بود. از سازماندهی همه چیز متشکریم. ما به طور قطع مهمان نوازی شما را زنده خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد تا همکاری های ما را ادامه دهیم."